دبیرستان پسرانه علوم پزشکی(متوسطه دوره اول) اداره کل آموزش و پرورش کرمانشاه

مطالب مربوط به صفحه ی ۸۲ ازکتاب فارسی ششم

مطالب صفحه 82

بخشی ازنقشه ی عناصرداستان

داستان­‌نویسان در طول تاریخ همواره از عناصر و ساختارهای خاصی برای خلق و پیڪره‌­بندی داستان بهره گرفته­‌اند.


این هنر نویسنده است ڪه از طریق این عناصر و به ڪارگیری خلاقیت و ذوق هنری خود  پیام و هدف سازنده را به خواننده منتقل و القا ڪند. از سوی دیگر، خواننده لذت فراوانی در همراه شدن با روایت داستانی تجربه خواهد ڪرد؛ تجربه‌­ای ڪه با آدم‌ها، مڪان‌ها، شخصیت‌ها و حوادث مختلفی گره خورده است. در این نوشتار عناصر داستان ڪوتاه ارائه شده است. عناصری ڪه پیڪره داستان ڪوتاه را تشڪیل می­‌دهند و نویسنده از طریق آنها بر مخاطب اثر می­‌گذارد.

موضوع داستان آن چیزی است ڪه داستان درباره  آن نگارش می­‌گردد. ڪشش و جذابیت موضوع دارای اهمیت فراوانی است. سوژه یا موضوع داستان همچنین باید با تجارب، احتیاجات، انتظارات و  قدرت درڪ و تشخیص مخاطبان متناسب باشد. این تناسب باید به گونه‌ای باشد ڪه داستان را برای خواننده قابل قبول و  منطقی جلوه داده و علاوه بر اینڪه به سوالات ایشان درباره داستان پاسخ می‌دهد، تخیل و ڪنجڪاوی ایشان را  برانگیزد. تمایز نقش مهمی را در انتخاب موضوع دارد؛ به طوری­‌ڪه داستان در صورتی ارزش نگارش دارد ڪه حداقل دارای نڪته متمایز از موضوع‌های تڪراری ارائه دهد.
در داستان ڪوتاه، موضوع مانند اسڪلتی است ڪه رویدادهای داستان به آن متصل­‌اند. موضوع داستان بذر اولیه‌ای است ڪه در زمین ذهن نویسنده ڪاشته می‌شود. به گونه­‌ای ڪه رشد و شڪل­‌گیری داستان در گرو این بذر است.

شخصیت و شخصیت‌پردازی


شخصیت­ داستان به اسطوره­‌ها، قهرمانان و افراد در داستان اشاره دارد ڪه از ارزش ادبی بسیاری به دلیل شڪل­‌بخشی به داستان برخوردار است. می­‌توان گفت ڪه هریڪ از افراد در داستان، نمودهای شخصیتی از اجتماعی هستند ڪه دنیای نویسنده به آنها جان می‌بخشد. یڪ نویسنده برای آنڪه شخصیت‌های داستان را به خواننده بشناساند، باید به بیان مشخصه­‌های فیزیڪی و رفتاری شخصیت‌های داستان بپردازد و به عبارتی شخصیت‌ها را باور پذیر نماید. این عمل را شخصیت‌پردازی می­‌گویند.
در تعریف دیگر از شخصیت‌پردازی آمده است ڪه شخصیت‌پردازی به معنای خلق شخصیت‌های داستان از طریق خصوصیات اخلاقی و روحی معین در دنیای داستان و نمایش‌نامه تعریف شده است.  شخصیت‌پردازی منجر به شناخت و درڪ رفتار و گفتار اشخاص ساخته شده در داستان می­‌گردد. به‌طور ڪلی هر نویسنده‌ای در شخصیت‌پردازی، با شخصیت‌­های داستانش زندگی می‌ڪند، به آنها علاقه دارد و تداعی­‌های ذهنی را از زبان شخصیت­‌های داستانی بیان می‌ڪند و داستان را به ڪمڪ رفتارها و گفتار شخصیت‌­های داستانی پیش می‌برد.

عناصر داستان ڪوتاه

– زمان
در داستان هم، زمان وجود دارد. هر داستانی از لحظه مشخصی شروع می‌شود و پس از طی زمان به پایان می‌رسد. بدون عنصر زمان هیچ داستانی نمی‌تواند وجود داشته باشد. آنچه در داستان‌­های مختلف متفاوت است، مدت زمان نام دارد. هر حادثه در داستان در زمانی خاص اتفاق می‌افتد. نویسنده داستان مقدار معینی از زندگی شخصیت اصلی یا سایر اشخاص را به صورت زمان واقعی داستان، و در گستره‌ای بین ساعت، روز، هفته، ماه، سال و … یا حتی دوران ڪودڪی تا پیری شخصیت یا اشخاص بیان می‌ڪند.

حوادث داستان ممڪن است در یڪ دقیقه، یڪ ساعت، یڪ روز، یا یڪ سال و یا چند سال… اتفاق بیفتد، اما خواننده با خواندن داستان متوجه حضور زمان در داستان می­‌شود. پس نمی‌توان داستانی نوشت ڪه در آن زمان مجهول و مغفول بماند. زمان به نویسنده ڪمڪ می‌ڪند تا زمان دقیق حوادث و رویدادهای داستان را مشخص ڪند. همچنین از طریق رفت و برگشت در عنصر زمان می‌توان بسیاری از واقعیت‌های زندگی در گذشته و اڪنون را بیان ڪرد.

عناصر داستان ڪوتاه

- مڪان

  مڪان، فضای واقعی وقوع داستان است ڪه منجر به هویت‌بخشی به اثر می­‌گردد.  در آثار نمایشی”زمینه” پذیرش شخصیت و تناسب آنها با محیط را آسان‌­تر می­‌ڪند. بی‌مڪانی اغلب به عنوان یڪ عارضه تلقی می­‌گردد ڪه نشان از پنهان‌ڪاری نویسنده دارد. به­‌گونه‌ای ڪه نویسنده از این طریق بر آن است تا از آزار و اذیت عوامل محدود ڪننده در امان باشد. باید توجه داشت ڪه هر داستان در یڪ بستر مڪانی اتفاق می‌افتد ڪه نمی‌توان به آن بی‌توجه بود؛ چرا ڪه بی‌مڪانی در اثر نشانه ایستایی جامعه است.

مڪان‌ها ممڪن است مثل قبرستان، جاده، گذر و … عمومی باشند. مڪان‌های عمومی بیشتر ظرفیت جهان شمول‌نگری را پذیرا هستند. برخی دیگر از مڪان‌ها مثل ڪوه المپ، معبد دلفی، تخت جمشید و …  نیز خاص هستند، نویسنده با وصف یڪ مڪان باید تصویری روشن و قانع‌ڪننده از آن مڪان را  پیش روی خواننده قرار دهد. نڪته مهم این است ڪه نویسنده نباید در توصیف مڪان از محیط خود فاصله بگیرد؛ بلڪه باید اشخاص داستان را در محیط‌های آشنا حفظ نماید تا منجر به ناڪامی خوانندگان در درڪ محیط داستان نگردد.

عناصر داستان ڪوتاه

- رویدادهایاحوادث

از تقابل یا اتحاد دست ڪم دو چیز یا نیرو با هم حادثه به وجود می‌آید. حادثه پیرنگ را برای آشڪار ڪردن خصوصیت شخصیت‌ها به پیش می‌برد. در داستان ڪوتاه، هر حادثه باید دومینو وار در پس حادثه دیگر آمده و از این طریق به شڪل­‌دهی شخصیت ڪمڪ نماید. ( گره افکنی وگره گشایی) این حوادث در راستای عنصری به نام شک و انتظار در حرڪت خواهند بود. انتظار با ڪمڪ حوادث داستانی به اوج داستان منتهی می­‌شود.

–  فرودداستان  ونتیجه گیری که پیام اغلب داستان های کوتاه رادراین قسمت ، باید جست وجوکرد

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
مشاهده لیست تمام مطالب...