یک مسابقه پرهرجومرج در جام جهانی ۱۹۶۶ میلادی، نیاز به ایجاد یک نظام جهانی برای انضباطبخشی را آشکار ساخت.

به گزارش وبلاگ علوم پزشکی، نمایش کارتهای زرد و قرمز توسط داوران، به اندازه تکلهای اسلایدینگ (لغزشی)، مهارهای نمایشی و گلهای خیرهکننده، بخشی جداییناپذیر از فوتبال است. با این حال، شناختهشدهترین ابزارهای انضباطی این بازی، تا جام جهانی ۱۹۷۰ فدراسیون فوتبال بینالمللی (فیفا) وارد عرصه نشده بودند؛ یعنی ۱۰۷ سال پس از تأسیس نخستین نهاد حاکم بر این ورزش در جهان و ۴۰ سال پس از برگزاری اولین جام جهانی در سال ۱۹۳۰. اگرچه مسئولان، مربیان و مدیران سالیان متمادی خواستار شفافیت در زمینه اخراج بازیکنان و دریافت اخطارها بودند، اما درنهایت، وقوع یکی از پرهرجومرجترین تقابلها در تاریخ جام جهانی — و الگوبرداری از چراغهای راهنمایی — باعث شد تا مسئولان فوتبال سرانجام قدمی در این راستا بردارند. پیش از کارتهای قرمز و زرد وقتی نخستین فصل لیگ فوتبال انگلستان در سال ۱۸۸۸ آغاز شد، قضاوت مسابقات بسیار متفاوت بود. به گزارش بیبیسی، داور بیشتر نقش وقتنگهدار را داشت، در حالی که هر تیم داورِ خود را در اختیار داشت که هر زمان تصور میکرد خطایی رخ داده است، مداخله میکرد. اگر این داوران بر سر وقوع خطا اختلاف نظر پیدا میکردند، داور اصلی نقش حکم نهایی را بر عهده میگرفت. از سال ۱۸۹۱، داوران واحد قضاوت مسابقات را برعهده گرفتند. به گفته کلمنته لیزی، نویسنده کتاب «تاریخ جام جهانی»، داوران پس از خطاها به صورت شفاهی به بازیکنان اخطار میدادند و در صورت تکرار نقض قوانین، آنها را از زمین اخراج میکردند. «واقعاً هیچ راه دیگری جز اخطار شفاهی برای تذکر دادن به آنها وجود نداشت.» لیزی میافزاید که داوران پس از اخطار دادن به بازیکنان، نام آنها را در دفترچهای یادداشت میکردند. مدیران تیمها نیز تنها پس از پایان بازی مطلع میشدند که چه کسی اخطار گرفته است. او میگوید: «در همان لحظه، مردم واقعاً از آنچه در حال رخ دادن بود بیخبر میماندند. تماشاگران هم متوجه نمیشدند چه اتفاقی افتاده، چون — مانند امروز — داوران با بازیکنان صحبت میکردند، اما لزوماً به طور آشکار به آنها اخطار نمیدادند.» با وجود سردرگمی آشکاری که این وضعیت برای بازیکنان، مدیران و تماشاگران ایجاد میکرد، باز هم بیش از هفت دهه طول کشید تا تغییراتی اعمال شود و اخطارها بتوانند، به گفته لیزی، «به گروه بزرگی از مردم علامت داده شوند.» داور کن آستون در جریان مسابقهای که بعدها به نام «نبرد سانتیاگو» شناخته شد (جام جهانی ۱۹۶۲)، بازیکن ایتالیایی ماریو داوید را از زمین اخراج میکند، در حالی که یک بازیکن مصدومِ شیلیایی روی زمین افتاده است. یکچهارمنهاییِ پرآشوبِ جام جهانی ۱۹۶۶ فوتبال در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بهشدت خشونتآمیز شده بود و همین امر، تقاضا برای اعمال اقدامات انضباطی را شدت بخشید. پیروزی ۲ بر صفر شیلی مقابل ایتالیا در جام جهانی ۱۹۶۲ چنان وحشیانه بود که امروزه با نام «نبرد سانتیاگو» شناخته میشود. در آن مسابقه، داور «کن آستون» دو بازیکن را اخراج کرد، مشتهای بسیاری به پرواز درآمد، بینی یکی از بازیکنان شکسته شد و حتی مداخله پلیس برای دور نگه داشتن ورزشکاران از یکدیگر لازم گشت. ریچارد فاستر، نویسنده کتاب «دانستنیهای جام جهانی»، میگوید: «حتی در جام جهانی ۱۹۶۶ نیز بازیهای بیرحمانهای برگزار شد. پله آنقدر مورد خطای مکرر قرار میگرفت که ناچار شد بازی مقابل مجارستان را از دست بدهد و در آخرین بازی مقابل پرتغال نیز مصدوم شد.» اگرچه مسابقه یکچهارمنهایی میان انگلستان و آرژانتین در ۲۳ ژوئیه ۱۹۶۶ [۱ مرداد ۱۳۴۵]، خشونتآمیز نبود، اما نقطه عطفی برای این ورزش محسوب میشد. در دقیقه ۳۵، داور آلمانی، رودولف کرایتلاین، به آنتونیو راتین، کاپیتان آرژانتین، دستور خروج از زمین را داد. فاستر توضیح میدهد: «راتین اساساً با شیوه قضاوت کرایتلاین در مسابقه مخالف بود. بحث و جدلهای طولانی و رفتوبرگشتی صورت گرفت و درنهایت، داور دستور اخراج او را صادر کرد.» تصور میشود که کرایتلاین علت اخراج راتین را این میدانست که التماسهای پرشور او به زبان اسپانیایی — زبانی که داور به آن تسلط نداشت — را رفتاری پرخاشگرانه تعبیر کرده است. آنتونیو راتین پس از آنکه در ۲۳ ژوئیه ۱۹۶۶ توسط داور آلمان غربی، کرایتلاین، از زمین اخراج شد، اعتراض میکند. عکس از Daily Mirror/Mirrorpix via Getty Images لیزی میافزاید که راتین بلافاصله متوجه نشد که از زمین اخراج شده است. او حدود ۷ تا ۱۰ دقیقه در زمین ماند و با مسئولان مسابقه به بحث و جدل پرداخت. فاستر میگوید حتی گزارشهایی وجود داشت که پلیس مجبور شده او را تا خارج از زمین همراهی کند، هرچند وی خاطرنشان میکند که شواهد کمی برای اثبات این موضوع وجود دارد. فاستر میگوید: «میدانم که او هنگام اخراج، پرچم گوشه زمین را گرفت و آن را تکان داد. پس از آن، هواداران انگلیسی او را مورد ملامت قرار دادند و ظاهراً راتین در حالی که از زمین خارج میشد، بر سر یک اسب Shetland (اسب کوچک جزیره شتلند) فریاد کشید.» در همان مسابقه، بابی چارلتون و جک چارلتون از تیم انگلستان مطمئن نبودند که آیا نامشان (در دفترچه داور) یادداشت شده است یا خیر، و از آنجایی که داور آلمانی انگلیسی بلد نبود، نتوانستند موضوع را شفافسازی کنند. لیزی میگوید: «در آن زمان، انگلیسی زبان جهانی محسوب نمیشد، از این رو اغلب میان داور و بازیکنان سوءتفاهم و عدم ارتباط رخ میداد.» جام جهانی ۱۹۶۶ همچنین نخستین جام جهانی بود که به صورت زنده در سطح بینالمللی پخش شد؛ این یعنی بیش از هر زمان دیگری، مردم با فوتبال مواجه میشدند. لیزی توضیح میدهد: «وقوع چنین لحظه سردرگمی و آشفتگیای برای تماشاگرانی که در سطح جهانی از خانه بازی را دنبال میکردند، برای فیفا شرمآور بود؛ بهویژه از آن جهت که این اتفاقات پیش از آن نیز به طور نیمهمنظم در حال تکرار بود.» داور، رودولف کرایتلاین، در حالی به سمت جک چارلتون، مدافع تیم انگلستان، میدود که او در جریان جام جهانی ۱۹۶۶، در حالی که بازیکنان آرژانتینی او را محاصره کردهاند، روی زمین افتاده است. عکس از Monte Fresco/Daily Mirror/Mirrorpix via Getty Images ابداع کارتهای قرمز و زرد توسط کن آستون اگرچه آستون داوریِ مسابقه سال ۱۹۶۶ میان انگلستان و آرژانتین را برعهده نداشت، اما به عنوان رئیس کمیته داوران آن دوره از مسابقات، فعالیت میکرد. فاستر میگوید: «او میدانست که خروج یک بازیکن از زمین نباید تا این حد به درازا بکشد. همچنین آگاه بود که برادران چارلتون نمیدانستند آیا اخطار دریافت کردهاند یا خیر.» حتی آلف رمزی، سرمربی انگلستان، پس از پایان بازی برای شفافسازیِ وضعیت با فیفا تماس گرفت. هنگامی که آستون در حال بازگشت از ورزشگاه ومبلی بود، در خیابان «کنزینگتون های» توقف کرد و خیره به چراغهای راهنمایی نگریست. در همان لحظه بود که ایده استفاده داوران از رنگها برای نشان دادن اخطار، به ذهن او خطور کرد. فاستر ادامه میدهد: «او رنگ قرمز را نمادِ تخلفِ جدی و زرد را نمادِ تخلفِ جزئیتر میدانست. وی این پیشنهاد را به فیفا ارائه داد و آنان بیدرنگ دریافتند که این طرح، ایدهای کارآمد است.» بدین ترتیب، رنگ زرد نماد اخطار و رنگ قرمز به معنای اخراج بازیکن از زمین شد. تأثیر آنی کارتهای قرمز و زرد کارتهای قرمز و زرد در جام جهانی ۱۹۷۰ معرفی شدند و بلافاصله با موفقیتی چشمگیر روبهرو شدند. لیزی میگوید: «این روشی ساده و کارآمد بود که همگان در سراسر جهان بیدرنگ آن را درک میکردند. این کارتها شفافیت بسیاری ایجاد کردند.» جام جهانی ۱۹۷۰ همچنین نخستین دوره از این مسابقات بود که از تلویزیونهای رنگی پخش میشد و به مخاطبان جهانی اجازه میداد تا رویدادها را با وضوح بیشتری دنبال کنند. لیزی میگوید: «ظهور تلویزیون و تماشای مسابقات در خانهها، واقعاً به پیشبرد این مسئله کمک کرد.» داور کن آستون، تنها انگلیسیِ برگزیده برای قضاوت در مرحله نهایی جام جهانی ۱۹۶۲ در شیلی، در سال ۱۹۶۲ پشت میز خود در حال گفتوگو با تلفن دیده میشود. عکس از Barratts/PA Images via Getty Images با این حال، درواقع در جام جهانی ۱۹۷۰ هیچ کارت قرمزی نشان داده نشد. نخستین کارت قرمز در تاریخ جام جهانی، در سال ۱۹۷۴ صادر شد؛ زمانی که کارلوس کازلی از تیم شیلی در مقابل آلمان از زمین اخراج گشت. در طول سالیان متمادی، کارتهای قرمزی که به بازیکنانی همچون بنجامین ماسینگ از کامرون در سال ۱۹۹۰، دیوید بکهام از انگلستان در سال ۱۹۹۸ و زینالدین زیدان از فرانسه در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ داده شد، چنان در تاریخ فوتبال حک شدهاند که به اندازه برخی از خیرهکنندهترین گلهای این ورزش، مشهور هستند. لیزی میگوید معرفی کارتهای قرمز و زرد بر سبک بازی نیز تأثیر گذاشته است. با تلاش بازیکنان برای نشان دادن وقوع خطا به داور، پدیده «فیلمبازی کردن» (Diving) برجستهتر شد؛ اما این ابزار باعث شد بازی بسیار کمخطرتر و ملایمتر شود. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بازیکنانی نظیر برایان کلاف، لوئیجی ریوا و مارکو فان باستن، همگی به دلیل تکلهای خشن، دچار مصدومیتهایی شدند که تمام دوران حرفهای آنها را به خطر انداخت. لیزی میافزاید: «کارتها داوران را مجبور کردند تا جنبههای خشونتآمیز بازی را ریشهکن کنند. امروزه بازیکنانی مانند کریستیانو رونالدو و لیونل مسی میتوانند ۲۵ سال در بالاترین سطح فوتبال بازی کنند تا زمانی که به اوایل دهه ۴۰ زندگی خود برسند. چنین چیزی در ۳۰ سال پیش هرگز ممکن نبود و این تحول را میتوان مدیون اجرای قوانین مربوط به کارتهای زرد و قرمز دانست.» منبع: www.history.com